اسحاق بن اسماعيل دهلوى

29

غاية الشفاء

و مضرت سركه بعسل منفعت هر دو با منفعت آب حاصل آيد و خاصيت سكنجبين آنست كه تشنگى بنشاند و صفرا بشكند و ساكن گرداند و كام و دهان را تر دارد و رطوبت غليظ و لزج را كه اندر گذرهاى دم زدن و گذرهاى اخلاط باشد لطيف كند و رطوبتى كه بسرفه صعب و دشوار برآيد سهل‌تر برآورد براندازد سدهء اندامهاى اندرونى بكشايد و خلط رقيق را بادرار بول از رگها بيرون آرد گاه باشد كه طبع را نرم كند و بجنباند و اسهال آرد ليكن بايد كه بسيار ترش نباشد تا به اين منفعتها مضرت نشود از بهر آنكه سكنجبين ترش اثرى قوى كند منفعت و مضرت هر دو زود شود مضرت عظيم باشد و هركه از سكنجبين ترش به زودى منفعت نيابد علامت آنست كه با خطره باشد و ماده نضج‌پذير نيست و چون قوت سكنجبين قوىتر باشد رطوبت لزج را لطيف كند و بسرفه بيندازد و به آسانى گذرهاى دم زدن پاك كند و اگر قوت ضعيف باشد ماده را بسرفه نتواند انداخت خناق پيدا كند پس بر طبيب لازم باشد كه اندر حال قوت سكنجبين و در حال ماده و كمى و بيشى آن و رقت و غلظت ماده نگاهدارد تا ماده نضج‌پذير هست يا ؟ ؟ ؟ نى و اندر بيمار اميد خلاصى هست يا نى و اگر اميد هست و روزگار زمستان باشد سكنجبين معتدل دهند و نيمگرم كنند و اگر موسم تابستان باشد با آب سرد بياميزند تا تشنگى بنشاند اندر تدبير كشكاب بيشتر طبيبان استعمال كشكاب در علاج تپها از بهر آن اختيار كرده‌اند كه معالجه بيمارى بضد آن بايد كرد و اندر تپهاى محرقه و مطبقه و غب حرارت غريزى نارى شود و تپهاى عفونى بعض سوخته و بعض خام باشد تدبير آنچه سوخته شده باشد و نضج آنچه خام باشد بهم بايد كرد و قوت بيمار اندر ميان نگاه بايد داشت و قوت را به تبديل مزاج و غذا نگاه مىتوان داشت و آن چيزى كه مزاج را تبديل كند شربتهاى خنك است و آنچه قوت را نگاهدارد غذاست و معده را بشربت و غذا ممتلى نشايد كرد از بهر آنكه طبيعت را بسه كار مشغول كرده‌اند يكى آنكه هضم شربت دوم آنكه هضم غذا سوم نضج ماده اين مشكلتر است كه با اين